
علي هاشمي برگشت. راستي مجنون مجنون
چرا برگشت؟؟مگر او نبود كه هنگام رفتن گفت خدايا ما به خاندانم بازنگردان؟
مگر او نبود كه آرزو داشت مانند مادر سادات بي نشان بماند؟؟برگشت.حالا كه
برگشتي علي جان چه بي صدا.راستي صدا و سيماي ما كه مدعيست فرهنگ ساز است و
آگاهي دهنده در تمام اين سالها به تو پرداخت؟ راستي تبليغات پفك نمكي و
چيپس چي توز چه قدر در صدا و سيما پخش ميشود و اعلاميه تشعيع جنازه تو چه
قدر؟؟!! ناراحت نشو.انتظار من و تو يك مقدار بالا رفته علي جان.ا!!!صلا بعد
اين همه سال تشيع جنازه لازم نداري كه! مگر تو را به تشيع تشيع كنندگان هم
كاري است؟ حيف است كه تلوزيون اعصاب مردم را خرد كنند.آخر بندگان خدا
افسردگي گرفتند بس كه......علي جان اين هم ميگذرد.راستي وقتي از كوچه ها و
خيابانهاي شهرمان ميگذري چشمان خود را ببند.اين بي حجابي ها كه ميبيني همان
خواهران تو هستند كه قرار است به كمك طرح عفاف دوباره حجابشان را تعمير
كنيم.علي جان خيلي حرفهاي نگفته دارم .اي كاش فراققي فراهم ميشد ..تا كمي
سخن بگويم.آنقدر سخن ميگفتم تا مجال سخن گفتن نيابي.زيرا من و دوستانم را
توان پاسخ به سوالات تو نيست.(نامه رسيده به دفتر جنگ-امضا محفوظ)