وسایل نیروهایم را چک می کردم؛ دیدم یکی از بچه ها با خودش کتاب برداشته، کتاب دبیرستان!

گفتم : « این چیه ؟ »

گفت : « اگه یه وقت اسیر شدیم، می خوام از درس عقب نیفتم !!! »

(کلی خندیدم)این هم به مناسبت باز گشایی موسسات اموزشی