انجمن نادانی
سلام دوستان عزيز دفتر جنگ .چند روز قبل كه داشتم وبلاگ رو چك ميكردم برخورد كردم به يه نظر،.نظري كه پر از سوالات عجيب بود .چرا امام حسين عليه السلام شهيد شد و يا چرا بني صدر فرار كرد و چرا اين همه مشكل تو اين مملكت داريم .چرا شهدا شهيد شدندو چرا آزادي نيست و ....راستش برام جالب بود ببينم اين همه سوال چه دليلي داره و چه ربطي به هم و به من داره .آي پي نويسنده اين نظر رو تعقيب كردم .خيلي جالب تر هم شد . نويسنده اين نظر جالب تو لندن نشسته و داره غصه ميخوره كه چرا ما تو ابران اين همه شهيد داديم و اين همه هم مشكل داريم .با يه سرچ متوجه شدم اين گروه كه خيلي هم سعي دارن خودشون رو دلسوز و با سواد هم معرفي كنند (اسم وبلاگشون رو گذاشتن انجمن دانا)براي اينكه مخاطب پيدا كنه به صورت فله اي تو وبلاگ هاي مذهبي نظر ميزاره .و بچه هاي مذهبي هم به خيال خودشون و البته كاملا خالصانه ميرند تو وبلاگ اين گروه مجهول الحال و يا بهتره بگيم معلوم الحال و به شبهات پاسخ ميدند .به طوري كه ترافيك اين انجمن كذايي وقتي من واردش شدم يه رقم جالب توجه بود.20 نفر آن لاين بودند و 300 تا بازديد روزانه داشت .البته با نامه نگاري هايي كه به صورت اينترنتي توسط نويسندگان دفتر جنگ انجام شد بازديد روزانه اين انجمن به زير 100 بازديد كاهش پيدا كرد .اما چرا اين مطلب رو اينجا مينويسم .به دوستان قول دادم كه در مورد شيوه هاي جنگ نوين و يا راه هاي تخليه اطلاعاتي در فضاي نت مطالبي رو عرض كنم .ببينيد دوستان نويسندگان اين انجمن چند تا هدف رو به موازات هم دنبال ميكنند
الف -كسب بازديد كننده از طريق ارسال نظرات فله اي و شبه ناك
ب -بعد از مرحله اول دو حالت امكان داره به وجود بياد 1-يا شخص خواننده شبهه ،شبهه رو قبول ميكنه كه خوب مقصود اين گروه حاصل ميشه 2-يا شخص خواننده كه وارد شده در مقام پاسخ گويي بر مي آيد كه اين هم به نفع اين انجمن كذاييه.به چند دليل .اول اينكه دوستاني كه پاسخ ميدن به شبهات فرصت ميدند به اين گروه كه با شگرهايي كه كاملا روانشناسي و حساب شده كسب اطلاع بكنند از تفكر يه بچه مذهبي تو ايران و خوب ميدونيد كه در حالت عادي براي به دست آورن اين شناخت بايد هزينه زيادي بپردازند .دوستان عزيز همين الان تو لندن و چند كشور يگه گروههاي به صورت شبانه روزي دارند كار ميكنن براي شناخت در مورد شيعه و مثلا نوع واكنشي كه يه جوان مذهبي تو ايران به يه محرك مثلا حمله به دينش انجام ميده .اين همه تحقيق براي اينه كه با شناخت واكنش احتمالي بچه هاي مذهبي در مواجهه با تخريب دينش راههاي برخورد با اين واكنش رو تمرين كنند .مشكل دوم كه اين پاسخ گويي ايجاد ميكنه اينه كه اين پاسخ گويي به شبهه كه ايجاد شده در شرايطي نا برابر انجام ميشه و هر مطلبي كه دوستان مينويسند بلافاصله با توضيح نويسندگان اين انجمن با شبه اي ديگه پاسخ داده ميشه .و جايي هم كه پاسخي ندارند مينويسند بحث در مورد اين موضوع را بايد به اهل فن واگذار كرد.اين حالاتيه كه حتما دوستاني كه رفتن و نظر گذاشتن و دفاع كرند باهاش برخورد كردند .اما عده اي از دوستان پيام گذاشتن و گفتند كه پس بايد چي كار كرد و يا چند نفر از دوستان كه ما رو مورد لطف قرار دادند كه به خلاف اسم جنگي دفترمون از دعوا ميترسيم و يا عرق ديني نداريم .دوستان چرا تو زمين دشمن بجنگيم.چرا شما بري و به سوالات اين آقاي مثلا دانا جواب بديد؟چرا كاري نميكنيم كه اين جناب دانا بياد جواب بده.من همين جا اعلام ميكنم جناب دانا شما در مورد دين من سوال داري منم در مورد دين تو سوال دارم .در مورد كشور من سوال داري منم سوال دارم در مورد كشور تو .ولي يه معامله ميكنيم يه سوال رو تو جواب بده يكي رو هم من جواب ميدم .اگه اين هم نميشه دوستان ميتونيم با بايكوت كردن و حذف نظرات فله اي اين گروه از بخش نظراتمون مانع به نتيجه رسيدن اين گروه معلوم الحال بشيم .اين كار سختي نيست .
آمده ايم برايت قصه بگوييم رفيق ! قصه اي كه آغازش همه بودند و پايانش اما ... يكي بود و يكي نبود! قصه ما قصه درد است،قصه هابيل است و قابيلي كه اينبار كلاغي نبود تا به او بياموزد كه اگر كشتي برادرت را لااقل بر جسم در خاك و خون خفته اش آتش و گلوله روا مدار...قصه ما با خون عشق در دفتري از خاك اين سرزمين نوشته شده، گشوده ايم اين دفتر را ، و ورق مي زنيم با هم ، تا حماسه ها و فداكاريهاي دلاوران اين بوم و بر را بر پيشاني آسمان حك كنيم